الشيخ محمد علي الگرامي القمي
88
مذهب (فارسى)
انسان ، علت هستى اجزاء انسان چون فكر و شعور هم مىباشد . بنابراين جملهء حركت ذاتى ماده است در فلسفهء مرحوم صدر المتالهين به اين معنى است كه حركت از ذات و درون شروع مىشود هر چند عوامل برونى هم بخواهد . و ثانياً يعنى حركت خاصيت ماده است و علتى كه ماده را ايجاد نموده همهء اجزاء آن را هم ايجاد كرده است . مفهوم هستى و حقيقت آن مانند اينكه فلاسفه مىگويند : خداوند جهان را ايجاد كرده و طور وجودى جهان تغيير و حدوث و تجدد است . خداوند تغيير را نيافريده ، ماده متغير را آفريده است ، او ماده را ايجاد كرده و خاصيت ذاتى آن ماده است . خلاصه اين كه حركت ذاتى ماده است مثل اينكه رطوبت ذاتى آب است ولى اين ربطى به اين ندارد كه آب و رطوبت آن خود به خود موجود شده و علت موجده ندارد يا دارد . آن بحث از علت مادى و صورى است و اين بحث از علت فاعلى و غائى است . گاهى يك نگاه سطحى و كم دقتى موجب اشتباهاتى بزرگ مىشود ، مثلا مىگويند : « مگر نشنيدهايد كه از عدم و نيستى چيزى به وجود نمىآيد پس چطور مىگوئيد خداوند اشياء را از عدم آفريد » . غافل از اينكه حرف ربطى « از » در ماده و فاعل و زمان و مكان و غيره به كار مىرود . كتاب را از قفسه بيرون آورد ، حسن از حسين جلوتر بود ،